سورپرایز فقط داستان سلام به دوستان خوبم من واقعا حرف خاصی نداشتم.ولی گفتم نمیشه که دیگه فقط بیام داستان بگم برم که تازگی هم که دیگه مثل گذشته اول پست هام سلامم نمی کنم ( بی تربیت شدم) البته بی منظورم. بگذریم. درمورده چی حرف بزنیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ امروز داشتم اون باکس نظر سنجی رو چک می کردم. متوجه شدم داستان های عاشقانه نسبت به بقیه ی موضوعات بیشتر طرفدار داره. تعجب البته نداشت. در زمان حال تنها چیزی که زیاد بیان میشه همین عشق(احساس عاشق شدن ) هم که دیگه نگو سراغ هر کسی میاد. به نظر من عشقی که بی مرز و بی اندازه باشه حد قابل کنترلی هم نداشته باشه فقط مایه ی عذاب غیر از این؟؟؟؟؟؟؟؟ احساسی که همیشه قابل احترام هست همین (دوست داشتن) اما عشق برای رسیدن به اون هر حد و مرزی رو می شکنیم هر جور بی احترامی هم می کنیم. اما عشق از هر لحاظ با دوست داشتن تفاوت داره. نظره شما چی؟؟؟؟ کدوم بهتره؟؟؟ کسی که بهترین توصیف رو از عشق برام کرد.مازیار بود.(اهنگش) لطفا به این اهنگی که از مازیار براتون گذاشتم توجه کنید . بعدش نظرتون رو به من بگید.((در مورده همه ی این سئوالاتم فکر کنید و نظرتون رو بگید اصلا نگران زیاد شدن متنتون نباشید هر چقدر دوست دارین در اینباره توضیح بدید لطفا. پس تا 1 داستان خوشگل بای بای از کجا اومدیم کجا !! !! !
گفتم:تو شیرین منی! گفتا: تو فرهادی مگر؟ گفتم:خرابت میشوم! گفتا: تو آبادی مگر؟ گفتم:ندادی دل به من! گفتا: تو جان دادی مگر؟ گفتم:فراموشم نکن! تو در یادی مگر؟ آخرین مطالب آرشيو وبلاگ نويسندگان موضوعات پيوندها ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]()
فاطمه ![]()
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
![]() |